آلفاباکس


اَی خُشکی به این شانس!

یعنی من ی ِ زمان حس ِ آرامش نباید داشته باشم دیگه :) باید لحظه آخر همه چی کُنفَیَکون بشه ِ و مَن بَدبخت!

کُل طرحایی که در طول تِرم جر دادم خودمو تا اتود بزنمشون بعدشم psd کنمشون هموشون ریده ِ شدن رفت! 21 طرح پرید! باید بشینم بکشمشون! باید تا صُبح بیدار بمونم ! باید عذاب بکشم ! باید موهام سفید بشه از شدت تشنج عصبی که هر لحظه داره ِ اعمال میشه ... باید داد بزنم من بدبختم هیچ وقت شانس ندارم ک ِ آرامش داشته باشم و خیالم راحت باشه .. آخه چرا لحظه آخر !!!! چرا ساعت 1 شب ... چرا !!!!!!!!

من چ ِ گناهی کردم اینجوری گرفتار شُدم ؟ چ ِ بلایی باید سَرم بیاد تا این ترمم تموم بشه آخه ؟ گور پدر مادر ارشد و کنکور خدایا چرا نمیذاری این لیسانس لعنتی تموم بشه؟!!! خبر مرگم دلم خوش بود ی ِ ترم کارام جمع شده ِ ی ِ ترم امتحاناتم زودتر تموم شده ِ زهرم میکنی چرا ؟

اون از امضای گزارش کارم که تا دوشنبه کار تحویل ندم کاورزی صفر! اینم از خلاقیت که وقتی استادی لج میکنه با 3 تورو میندازه باید جوون بدی تا واحدشو ارائه بدن برداری و با داغون ترین وضعیت نسبت به قبلت بگذرونیش! حالا چ ِ خاکی بریزم سرم این دمه آخری که فردا ساعت 8 صُبح ژوژمان دارم ولی هیچ طرح  آماده ایی ندارم ... 

ی ِ دانشجوی فلک زده ِ چی داره تو این دنیا ک ِ اینقدر باید عذاب بکشه آخه ؟!


خسته شُدم  دیگه خسته ...


منبع این نوشته : منبع
تموم ,لحظه ,باید عذاب ,داشته باشم